مجموعه ای از شعر،نثر ادبی،داستانک و ....
   
  ای یادگار فاطمه ، در کدامین دیر عبودیت به اعتکاف خواهی نشست ، تا بر جای جای آن بوسه زنم؟

دم دمای غروب است ،آفتاب رو به زوال می رود .همراه با صدای پرندگان که از بیرون به گوش می رسد ، امن یجیب معتکفان فضا را عطر آگین کرده است .عده ای دسته جمعی دعای توسل می خوانند.پیر زنی دسته های عینکش را جابه جا می کند و آرام آرام سوره ی یس می خواند.خانمی میانسال به دیوار تکیه داده و  دانه های تسبیح را می شمارد و آرام آرام ذکر می گوید .

خادمان همه در تدارک افطارند . عده ای در گوشه ای آرمیده اند و فکر می کنند. هر کس سعی می کند از وقتش بهترین استفاده را بکند.

دلا در عاشقی ثابت قدم باش /که در این ره نباشد کار بی اجر

جوانی قامت راست می کند تا در این دقایق نمازی بگذارد. دیگری قطره های اشک آرام آرام بر صورتش می غلتد ، زیر لب زمزمه می کند : "یا وجیه عند الله اشفعی لنا عند الله" و دست ها را بالا میبرد تا چون شاخه ای بر کنگره ی کبریا دوست بیاویزد. 

خداوندا به حق هشت و چارت / زما بگذر شتر دیدی ندیدی

و ناگهان صدای موذن به گوش می رسد و در مناره های مسجد می پیچد . 

...خادمان سفره های افطار را پهن می کنند و همه مشغول می شوند.

 
 
 |    نوشته شده توسط ساغر
 
   
  حافظ:اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را /به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب :اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را/به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

اگر چیزی کسی بخشد ز مال خویشتن بخشد /نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را /به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند /نه بر آن ترک شیرازی که شور افکنده دل ها را

 
 
 |    نوشته شده توسط ساغر
 
   
  و این بار مظلومانه ترین روایت تاریخ اتفاق افتاد.قبل از آمدنش به کوفه گرگان کوفی پیراهن یوسف را دریدند.و این بار چاقو گلوی اسماعیل را در قربانگاه عشق برید.این بار ابراهیم یک شیطان را سنگ نمی زد بلکه با لشکری از شیاطین می جنگید.این بار آب رود نوزاد را نبرد بلکه خون نوزاد آبروی شیاطین را برد.عیسی با معجزه دل ها را بیدار می کرد و حسین (ع) با خون خود دل ها را بیدار کرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط ساغر
 
   
   

شب ها تا به صبح به یاد فرداهای عشق در دیار خستگان

به امید دیدن چشمانِ سیاهِ امید در پی نوری سپید

به سرانجام روزگار تلخ

می روم، می روم تا فراسوی دل تا آن سوی آسمان

در غبارِ

سبزِ رودخانه با گرمای رنگین صداقت به هوایِ

بارانِ عشق

می خوانم،ترنم،ترانه،تبسم و تندیسی از محبتِ روز

به دنبال سرمایِ سختِ کوهستان، سر خسته عاشقان

به اندیشه های آبی دوست

لبخند می زنم به دیروز بی رحم به روزگار بی وفا!

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
       

   ... سوگند بنام دوست ...

از سوز آتش عشق در این خرابات به یاد یار شب ها تا به صبح سر کردم

به امید دیدن چشمان سیاهش به سایه باد خندیدم

سر پر سودای عاشقم در دنیای سیاه نفرت سرگردان شد

و تنها رفتم به کنار جاده سبز

به یاد روزهای نیلگون دریا

دویدم به سوی مرواریدی از جنس نور پایم لغزید و مروارید رفت

من تنها شدم و ماندم به امید دیدن روی ماه یار

بازدوباره من ماندم و سیاهی شب و صدای امواج

باز دوباره من تنها شدم و دریا خروشان

و دوباره یار بگذشت از کنار بالین من به سبکی خیال نسیم

و من جا ماندم در میان موج های آبی-سیاه دریا

وباد وزید و برد یاد خاطره ها را از روی شن وماسه های ساحل.

ومن خالی شدم از دور از عشق

و من ترسیدم از عشق و فریاد زدم:

                                                            خدایا!

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
   

اگر می خوانید بخوانید موردی ندارد اما نظر هم بدهید برای ما مهم است

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
  سلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام

واااااااااااااااای دلم خیلی برای همتون تنگ شده

شرمنده یه مدت نبودم ولی باز اومدم

بایه شعر تازه

فاصله

دستانم را بسویش دراز میکنم

امابه او نمیرسم

چه زیاد است !!!!!

فاصله ی من و تصویر پرنده ی زخمی .....

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
   

نگاه عاشقان دنیای پاک آفرینش است

دل عاشقان میعادگاه فرشتگان است

سخن عاشقان نیایش خدا است

و

عشق عاشقان همرنگ عشق خدا است!

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
  ببخشید اگر یک مدتی بود که سر نمی زدم راستش سرم شلوغ بود

پبر آواره

پیرمرد می بایست لحظه های آخر را در سطل زباله می نگریست پیرمرد بیچاره!

"فرزند" پیرمرد با آه جانسوزی این کلمه را بر زبان جاری کرد.

دوباره

دست های خالی و بی رمقش را در اندوه زباله ها فرو برد .جیزی عایدش نشد. گرسنه و خسته بود

خسته تر از همیشه!

فرزندان خود را دعا کردُ کنار خیابان نشست

دستهایش را به یکدیگر مالید تا کمی گرم شود

کفش های پاره اش را زیر سر نهاد و...

چشمان متظرش را برای همیشه بست.

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
  ثانیه ها می گذرند

عقربه ها می چرخند

و من هر روز بیشتر

در مرداب آرزو هایم

فرو می روم

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

تبریک تبریک تبریک

سال نو و تعطیلی مدارس را به همتون تبزیک میگم

امیدوارم سال خوبی در پیش رو داشته باشید

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  دیوار

چشمانم هرچه سوسو میزنند تورا نمیبینند

پاهایم هرچه میدوند به تو نمیرسند

این دیوارها چه پرویند!!!!!!! که تا نزدیکی خورشید پیشروی کرده اند

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

((ای باد نگه دار و مرا با خود ببر))

ای باد نگه دار تا من هم سوار شوم

ای باد نگه دار تا من هم با تو همسفر شوم

ای باد که ازدوردست ها میآیی

ای باد که از کنار جویبار ها ،رودها و دریا ها می گذری و بسوی من میآیی نگه دار

ای باد که ازکنار عروس وداماد آسمان و فرزندان آندومی گذری و بسوی من میآیی نگه دار ومراهم با خود

ببر،ببر به شهری که دران هیچ اثاری از عشق،نفرت،حسادت،کوری،رفاقت،صبر،اندوه و جدایی نباشد

تمنا میکنم نگه دار ومرا با خود ببر

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
       آسمان چشم هایت بارانی

                                               دریای دلت طوفانی

             رویای خواب هایت پریشانی

                                               هوای نفست نفسانی

             کمان ابروهایت آبادانی

                                              زندگی بی تو ویرانی

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
 

 

با عرض پوزش و با تبریک فراوان به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران دوباره «سلام»

از پنجره ی سکوت خیابان شلوغ را می نگرم و باز دوباره بغض راه گلویم را سد می کند و مانع گریستنم با صدای بلند می شود

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
  مسیرهای پر پیچ و خم زمین را طی کرد و به دریا رسید.

 دریا سیاه بود* نور نداشت*رنگ نداشت*تلالو نداشت*روح نداشت*بلکه فقط صاف و آرام بود

و تنها حباب ها بودند که هر چند ثانیه یک بارمی مردند و دوباره متولد می شدند

او همه این ها را دید تصمیم گرفت

مثل دریا صاف و آرم باشد

                                   مثل حباب ها شفاف باشد

                                                                           و مثل نور روشن باشد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
   

سجاده باز و تو خواب

                       خدا بیدار و هوشیار و تو مست و غافل

                              راه ایمان در جلو و تو به پشت می روی

چرا برای یکبار هم که شده هوشیارانه به جلو نمی روی؟

 
 
 |    نوشته شده توسط مهشاد
 
   
 

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را

احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد .

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

 

سلااااااااااااااااااام من بازم اومدم با شعرای جدید

خداکنه خوشتون بییییییییاد

((رفتی))

رفتی ومرا تنها گذاشتی.

رفتی با چشمی گریان ، با دستی لرزان

که دل مرا در کوله بارش دفن کرده بود.

رفتی وگفتم برو

جدایی بهتر است اما سختر است.

 ((قطار))

باز هم تورا دیدم واین بار قلبمرا به تعدادواگن هایت نصف کردم

ودر واگن هایت قرار دادم تا قلبم را به شهر عشاق ببری

زیرا من در انجا جایی ندارم

اما برای قلبم جایی وجود دارد زیرا میتواند

جای زخم های قلب عاشقان شکست خورده را درمان کند.

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

امروز هم گذشت ...

روز ها پشت سر هم می گذرد و ما غافلیم...

این چند روز حال و هوای دیگری دارد انگار دیگر انتظار به رفتنش لبخند می زند...

کاش همین طور باشد کاش بتوان تنها برای چند ثانیه اتمام انتظار را دید...

ولی من فکر میکنم خداوند معنی آمدن را در انتظار نهاده و وقتی خواهد آمد که معنی انتظار را چشیده باشی...

پس چرابوی آمدن همه جا را پر کرده...

پس چرا میشود صدای تپش قلب ها را شنید...

خوش حالم ولی میترسم...

میترسم مبادا زود باشد با این همه انتظار هنوز هم زود است...

جالب اینجاست که313نفر یاران با این همه شعار تبدیل به بیشمار یار شده اند..

مردم اگر میخواهید بیاید نقاب ها را از چهره بردارید...

من که میترسم روزگارم از این که هست بدتر شود...

میترسم ولی امید وارم...

امیدوار به آمدنش...

 
 
 |    نوشته شده توسط مهسا
 

pctfx3.3

Pink Bear Template

Interactive Multimedia CD گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Team

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی